

Watashitachi wa Koi wo Shiranai
We Know Nothing About Love·私たちは恋を知らない
هایاتو کوگا در سال اول دبیرستان کنار یوکی آمانو نشسته است. یوکی به ندرت صحبت میکند یا لبخند میزند و حسی از فاصله ایجاد میکند که هایاتو تلاش میکند با تلاشهای مختلف آن را از بین ببرد. یوکی در ابتدا از هایاتو آزرده میشود، اما به تدریج شروع به پاسخ دادن به او میکند. داستان، رشد کند آنها را در حالی که تجربیات نخست خود را با محبت و ارتباط تجربه میکنند، بررسی میکند.



