
Witakgajok!
위탁가족!
خانوادهای که پانزده سال پیش بهصورت اتفاقی مراقبت از کودکان بیسرپرست را آغاز کرده بود، کودک جدیدی به نام Bbangsil را به خانه برد. اگرچه Bbangsil جذاب و مهربان بود، اما با سرعتی غیرعادی رشد میکرد؛ بهزودی پس از غلت زدن شروع به خزیدن کرد، پس از خزیدن بهسرعت راه رفتن را یاد گرفت و پس از راه رفتن بهسرعت دویدن را آغاز کرد. این رشد سریع منجر به حوادث ناگوار مکرر میشد. داستان تجربیات این خانواده را در طی زندگی روزمره، والدگری و چالشهای بزرگ کردن کودکی بیسرپرست مانند Bbangsil دنبال میکند.