
Xian Feng Zai Er
The Wind of the Bowstring in My Ear·弦风在耳
لی شون در نوزده سالگی در یک مسابقه تیراندازی با کمان پیروز شد و کودکی جوان را در میان تماشاگران مشاهده کرد. او پس از کسب مقام اول، به سراغ کودک رفت، او را بالا برد و با او عکس یادگاری گرفت. یک دهه بعد، آن کودک که حالا بزرگ شده بود، بهطور غیرمنتظرهای در خانه لی شون ظاهر شد. مهمان که پسر بود، از لی شون تعریف کرد و تمایل خود را برای تماشای دوباره او در مسابقه تیراندازی با کمان ابراز داشت. لی شون پرسید که آیا پسر مطمئن است که میخواهد او را در حال تیراندازی تماشا کند.