
Xu! Kuai Ba Weiba Cang Qilai
Shush! Hide Your Tail·嘘!快把尾巴藏起来
پسری گرگنما که به عنوان یک «هرتیک» برچسب خورده، با خطر کمپین خشونتآمیز یک خونآشام روبرو میشود. او به طور غیرمنتظرهای توسط مردی نجات مییابد که به عنوان یک «خیانتکار» شناخته میشود. گرگنمای جوانی که دارای خلقوخوی تند و دشواری است، تحت مراقبت مردی قرار میگیرد که خود به سختی میتواند از پسِ تأمین مخارج برآید. زندگی آنها به هم میریزد و تنها راه حل، تکیه بر یکدیگر است. جستجوی آنها برای یافتن خانهای امن پر از خطرات است. آنها با قاتلی با دو طبیعت، انسانی که یک بار مرموز را اداره میکند و خونآشامی ضعیف که به علم اعتماد دارد، مواجه میشوند.
