
Yao Yan De Ta
耀眼的他
گوی یون برای انجام آخرین درخواست پدرش که از دنیا رفته است، به زادگاهش بازمیگردد. در حالی که با حمله خانواده لوکاس مواجه میشود، با دوست دوران کودکیاش لو ییهان دیدار میکند. شرایط باعث درگیری فزاینده آنها میشود و پس از تحمل چالشهای مختلف، پیوندی محکم از اعتماد میان آنها شکل میگیرد.