
Zai Bu Si Wo Jiu Zhen Wu Di Le
再不死我就真无敌了
یِه چینگ در دنیایی پر از پرستشگران جاودانگی متولد مجدد میشود و توانایی منحصربهفردی دارد: به محض مرگ، نامیرا میشود، مگر اینکه خودکشی کند. او که مصمم است این قدرت را بیازماید، مدام خود را در موقعیتهای مرگبار قرار میدهد. با این حال، دیگران به تدریج به او توجه میکنند. امپراتریس Zhou عشق خود را به یِه چینگ اعلام میکند و سوگند میخورد که اگر او بمیرد، او نیز خواهد مرد. موجودی آسمانی اعلام میکند که یِه چینگ تنها کسی بود که با او مهربان بود و متعهد میشود از او محافظت کند. مردم عادی او را قدیس میدانند و او را بیبدیل مینامند. با شنیدن این اعلامها، یِه چینگ به این فکر میافتد که شاید بتواند به نامیرایی برسد، بدون آنکه هرگز بمیرد.



