
Zan Zhong Lu
Memoir of the Golden Hairpin·簪中录
هوانگ زیشیا کارآگاهی سرشناس بود که به خاطر هوش خود در حل پروندهها معروف بود. او ناگهان پس از متهم شدن به مسموم کردن خانوادهاش، به یک فراری تبدیل شد. او در تلاش برای رسیدن به پایتخت تا نام خود را پاک کند، با لی شوبای، شاهزاده کوی، مواجه شد. او برای ادامه تحقیقات خود، در خانه او خود را به عنوان یک خواجه پنهان کرد. در حالی که آنها سرنخهای پراکنده را در مکانهای مختلف دنبال میکنند، حقیقتی که کشف میکنند میتواند پیامدهای سیاسی بزرگ داشته باشد.