
Zero no Sekai de Hana to Odoru
ゼロの世界で花と踊る
آساهی در مقابل خانه ویزکونت ایرینو رها شد و در کنار تورای، پسر ویزکونت، به عنوان خواهر و برادر بزرگ شد. تورای که او را برادر واقعی خود میدانست، جایگاه مرکزی در زندگی آساهی داشت. با بزرگتر شدن، تورای به جوانی خوشچهره و مورد احترام تبدیل شد و همان رابطه گرم دوران کودکی را با آساهی حفظ کرد. پس از حضور در مهمانی یک خانواده اشرافی، تورای با یک ماده محرک بازمیگردد. آساهی از ناسازگاری احساسات خود آگاه است اما در مقاومت در برابر آنها میکشد.