
1/2 no Ringo
1/2の林檎
هیکارو به سرنوشت باور دارد و اغلب سرنوشتیافتگان را به دو نیمه یک سیب تشبیه میکند. او امیدوار است روزی عشق واقعی خود را ملاقات کند. پس از ارتباط مجدد با شیندو، همکلاسی سابقش از ده سال پیش، او گمان میکند که ملاقاتشان سرنوشتی است. ناتسکو، همکارش، مصمم است که شیندو را برای خود به دست آورد و برای این کار به هر کاری دست خواهد زد. آمانو، غریبهای منزوی و جدی، در داستان ظاهر میشود، هرچند نقش او هنوز نامشخص است. روایت به بررسی زندگی و جستجوهای عاشقانه این شخصیتها میپردازد.