
Aisuru Tsumori nazo Naindeshou kara
愛するつもりなぞないんでしょうから
دایانا، دختر دوم یک ارل مرزی، زندگی بیدغدغهای را با برادرانش که از نظر فیزیکی قوی اما کمهوش هستند، در منطقهای دورافتاده سپری میکند. او ناگهان با فرمانی سلطنتی مبنی بر ازدواج دستوپنجه نرم میکند. همسر او لاسیلوس، پسر دوک، هوشمند و خوشتیج است. این ازدواج برای جلوگیری از درگیری پس از آن ترتیب داده شد که نامزد لاسیلوس، یک شاهزادهخانم، برای تأمین صلح با یک کشور همسایه مجبور به ازدواج با فرد دیگری شد. دایانا فرض میکند که لاسیلوس از جایگزین شدن او به جای شاهزادهخانم کینهای دارد و جملهی او مبنی بر «من قصد ندارم تو را دوست داشته باشم» را به عنوان اثبات این موضوع تفسیر میکند. داستان بر سوءتفاهمهای میان دایانا، که تمام انتظاراتش را کنار گذاشته است، و لاسیلوس، که تصویرش به عنوان یک جوان جذاب به زودی به عنوان نادرست آشکار خواهد شد، متمرکز است.