
Aitsu to Akushu
あいつと握手
چهار داستان کوتاه درباره جوانی و پیوندهای شخصی. یکی از آنها به یک دیدار تصادفی و دستدادنی میپردازد که تأثیری ماندگار بر جای میگذارد. داستان دیگری پسری را دنبال میکند که با زندگی داشتن یک پای مصنوعی سازگار میشود و حس هویت خود را دوباره کشف میکند. داستان سوم بر نامهای متمرکز است که در تابستان نوشته شده و حاوی احساسات بیاننشدهای است. داستان نهایی در شبی پرستاره رخ میدهد، جایی که یک لحظه آرام بین دو نفر اهمیت ویژهای پیدا میکند. هر روایت، تجربیات گذرا اما معناداری را در زندگی افراد جوان کاوش میکند.