

Arakure
Wild Ones·アラクレ
ساشی واکامورا درگیر سوگ از دست دادن مادرش است که پدربزرگش که سالها با او بیرابطه بود، ناگهان برای مراقبت از او ظاهر میشود. او از این موضوع بیخبر است که پدربزرگش رهبر یک سازمان یاکوزا است. ساشی برای سازگاری با شرایط جدید تلاش میکند تا روال معمول زندگیاش را حفظ کند، اما یکی از دانشآموزان محبوب مدرسهاش که عضو گروه پدربزرگش است، به عنوان محافظ اختصاصی او تعیین میشود. هویت او به عنوان عضو گنگ به همکلاسیهایشان پنهان میماند. با نزدیکتر شدن ساشی به محافظش، احساساتی بین آنها شکل میگیرد. با این حال، رابطه آنها به دلیل وفاداری او به پدربزرگ ساشی و ناتوانیاش در ابراز آشکار احساساتش پیچیده میشود. ساشی باید پویاییهای جدید خانوادگیاش را مدیریت کند و راهی برای پیشبرد رابطهاش در حالی که با واقعیت جدید و غیرمنتظرهاش سازگار میشود، بیابد.

