
Babuchatte Koi
バブっちゃって恋
میکا، کارمند متعهد اداری، بهطور غیرمنتظرهای با کودو-کون، کسی که در دوران دبیرستان به او علاقهمند بود، روبرو میشود. کودو-کون که اکنون در یک مرکز مراقبت از کودکان کار میکند، به نظر میرسد از شغل خود لذت میبرد. میکا که تحت فشار کاری قرار دارد، بهطور غیررسمی آرزو میکند که دوباره کودک باشد. کودو-کون با موافقتش او را شگفتزده میکند و پیشنهاد میدهد که این سناریو را به صورت نمایشی اجرا کنند. آن دو در یک تجربه بازیگوشانه و خیالی از محبت دوران کودکی شرکت میکنند.