
Bie Dui Wo Shuo
Don’t Say You Love Me·别对我说
شخصیتی که زمانی دیگری را همچون خواهر یا برادر میدانست، هنگامی که آن فرد اعتراف به احساساتش میکند، با چالشی روبرو میشود. گوینده قصد دوری از او را داشته اما ناخواسته باعث آسیب شده است. او با حسرت آرزو میکند که اگر فرصتی دیگر داشت، فرار نمیکرد. شانس تغییر اوضاع زمانی فراهم میشود که او به طور غیرمنتظرهای سه سال به گذشته سفر میکند و دوباره با آن فرد روبرو میشود، این بار پیش از آنکه یکدیگر را بشناسند.






