

Bitter Virgin
ビターバージン
یک دانشآموز دبیرستانی، دانشآموز جدید و خجالتی را پس از اینکه او پیشنویسیهای عاشقانه او را رد میکند، نادیده میگیرد. او تصادفی صدای اعتراف آن دختر به گذشتهای پر از تروما، شامل آزار و اذیت و یک کودک رها شده را میشنود که احساساتش را به سمت همدلی تغییر میدهد. او که از آگاهی دخترش از رازش بیخبر است، با دیدن اینکه او در حضور او راحتتر میشود و فکر میکند او هیچ علاقه عاشقانهای ندارد، درگیر میشود. ارتباط در حال تکامل آنها توسط همکلاسیهای حسود به چالش کشیده میشود.
