
Boku no Orion
僕のオリオン
در یک روز بارانی، سامون برای پناه گرفتن وارد یک گلفروشی میشود و با کایتو، دختری که آنجا کار میکند و یک سال از او در مدرسه کوچکتر است، آشنا میشود. بعداً، زمانی که درگیر موقعیتهای عاشقانه همکلاسیهایش میشود و احساس تنهایی میکند، خشم خود را بر کایتو خالی کرده و میپرسد چرا او همیشه لبخند میزند، و این موضوع باعث میشود از خود متنفر شود. این مسئله باعث اضطراب او میشود و در روز فارغالتحصیلی، کایتو یک دفتر خاطرات به او میدهد. در آن دفتر، او از سامون تحسین میکند و مینویسد که دوره راهنمایی به خاطر حضور او لذتبخش بود. با وجود نفرتی که از خود دارد، سامون تحت تأثیر آنچه دربارهاش نوشته شده قرار میگیرد. پس از مدتی، وقتی هر دو وارد دبیرستان میشوند، دوباره با هم دیدار میکنند و کایتو با پیروی از او به همان مدرسه میرود.




