
Bullets
Bullets
روئی ساجیما، دانشآموز دبیرستانی در توکیو، اغلب در مدرسه و خانه احساس ناامنی میکند. او آرامش را در پاده پیادهروی در شب مییابد، جایی که با ریوما اونوکی، دانشآموز جدید مدرسهاش، آشنا میشود. صحبت با او حس گیر افتادن را از بین میبرد، گویی که احساسات او را درک میکند. ریوما تمایل خود را برای یافتن «عمیقترین بخش جهان» بیان میکند، عبارتی که با روئی همخوانی دارد. آنها شروع به لذت بردن از همدیگر میکنند و در حس تنهایی مشترکشان آرامش مییابند. با این حال، ارتباط آنها زمانی مختل میشود که ریوما یک تفنگ به دست میآورد. روزی، او پیشنهاد میدهد که با هم به دنبال آن «عمیقترین بخش جهان» بروند.