
Flower of Destiny
연화
پادشاه هاسانا از پیشگوییای آگاه میشود که در آن آمده است او توسط یکی از اعضای قبیله سوئی کشته خواهد شد. او برای جلوگیری از این اتفاق، به دنبال فردی میگردد که پیشبینی شده او را بکشد و کودکی از آن قبیله را پیدا میکند. هاسانا به جای آسیب رساندن به کودک، او را به عنوان برده به همراه خود میبرد. نام این کودک داکاسین است. با گذشت زمان، هاسانا و داکاسین احساس همدلی نسبت به یکدیگر پیدا میکنند. با این حال، پیوند رو به رشد آنها با هم چالشبرانگیز میشود، زیرا سرنوشت شروع به جدا کردن آنها از هم میکند.