
Ginga Densetsu Riki
銀牙伝説リキ
ریکی نوه وید و پسر شiro و یامابوکی است. وقتی گوهای، مالک شiro، یکی از بچهسگها را از میان گله انتخاب میکند، ریکی نادیده گرفته میشود و نزد مادرش باقی میماند. بعدها، یامابوکی توسط مالک واقعیاش که دیگر بیمار نیست، بازپس گرفته میشود، اما او توانایی مراقبت از دو سگ را ندارد، بنابراین ریکی در پشت سر گذاشته میشود. ریکی که دلتنگ مادرش است، برای یافتن او راهی میشود اما توسط گروهی از سگها مورد حمله قرار میگیرد. او که تحت فشار است، سعی میکند فرار کند و به رودخانهای میرسد. بعدها، شiro که پدری است که هرگز ندیده است، او را نجات میدهد. شiro، که از رابطهشان بیخبر است، پیش از رفتن پیامی درباره قدرت به او میدهد. ریکی، الهامگرفته از این دیدار، خود را وقف قویتر شدن میکند.
