
Good Job!
ぐっじょぶ!
شاو بابا، دانشآموز دبیرستانی، با مسئولیتهای بزرگسالانهای دستوپنج نرم میکند که همسالانش از آن بیبهرهاند. پس از آنکه سومیره، همکلاسی و دوستدخترش، صاحب فرزند او میشود، اشتیاق او به بیسبال به مسیری بالقوه برای ثبات مالی تبدیل میگردد. بدون داشتن قرارداد حرفهای، شاو در ترسیم آیندهای برای خانوادهاش درمانده است. سومیره مدرسه را رها کرده و با ادعای بیماری، فرزندشان را از دوستان و پدر بیحمایتش پنهان نگه داشته است. تلاشهای شاو برای جلب توجه اسکاتهای حرفهای باعث شده تا او بیپروا و خودمحور به نظر برسد و این امر روابطش با همتیمیهایی که زمانی دوستان صمیمی بودند، را دچار تنش کرده است.