
Half and Half
ハーフ・アンド・ハーフ
هینا-چان، زنی در دهه بیست زندگیاش، عشق اولش ایتسکی را به یاد میآورد؛ مردی که زمانی از او در برابر قلدرها دفاع کرد و به او آرامش بخشید. پس از رفتن ایتسکی و بخشی از خانوادهاش، هینا همچنان به او علاقهمند ماند. مادربزرگ ایتسکی هنوز در نزدیکی آنجا زندگی میکند و پیوندی ظریف را حفظ کرده است. روزی، هینا رویایی درباره ایتسکی را با مادربزرگش در میان میگذارد که در همین حین غریبهای بلندقد و جذاب ظاهر میشود. آن غریبه در واقع ایتسکی است که اکنون خود را زن نشان میدهد و این هویت را میپذیرد. با وجود این تغییر، هینا دوباره جذب او میشود. با این حال، ایتسکی که خود را زن میداند، تنها به مردان علاقهمند است و این احتمال را ایجاد میکند که هینا بار دیگر آسیب ببیند.



