
Hana no Youna Lilibeth
花のようなリリベット
آنجل وینتر پس از یتیم شدن، در آکادمی الکساندر، یک مدرسه کاتولیک خصوصی در سوئیس، زندگی میکرد. او به دلیل شباهت لیلیبت، دانشآموز جدیدی که یادآور دختری از کابوسهای مکرر آنجل بود، شیفتهی او شد. بهزودی حوادث عجیبی در مدرسه رخ داد: هماتاقی آنجل به کما رفت، دانشآموز دیگری در شرایط مرموز جان باخت و آنجل دچار توهمی شد که باعث بیهوشیاش گردید. لیلیبت از او دیدن کرد و با ابراز همدردی پیشنهاد داد که «با هم باشند». پس از آنکه دکتر کالارد هویت لیلیبت را به عنوان یک خونآشاما فاش کرد، آنجل از مدرسه اخراج شده و به خانه پدربزرگش در اتریش فرستاده شد. در آنجا، پدربزرگ آنجل، دکتر کالارد و یک کشیش تلاش میکنند تا مانع از تبدیل شدن آنجل به جانشین لیلیبت شوند.