
Hangyo-ji
半魚児
ماساکو که از دست دادن اخیر مادرش را سوگواری میکند، هنگام جمعآوری وسایل برای سرگرمیاش، با موجودی بیهوش شبیه به یک پسر نهنگنما مواجه میشود. با نزدیک شدن او، این موجود بهسختی او را «مادر» صدا میزند. تحت تأثیر قرار گرفته، تصمیم میگیرد از او مراقبت کند و او را به خانه میبرد. روایت بر تلاشهای او برای پرورش و درک این موجود مرموز متمرکز است که سفری از رشد شخصی و بهبودی عاطفی را رقم میزند.