

Hebi Shoujo
Reptilia·へび少女
داستانی در سه بخش روایت میشود که در آن یومیکو با رفتار عجیز مادرش که تازه از بیمارستان مرخص شده و به موجودی تبدیل شده که قصد آسیب رساندن به او را دارد، مواجه میگردد. یومیکو بعدها برای اقامت نزد پسرعمویش به کوهستان سفر میکند، جایی که دهکدهایها به اشتباه او را همان موجود خطرناک میپندارند. بخش جداگانهای پیشزمینهای درباره یوکو، شخصیتی مرتبط با ساتسکی و کاننا، ارائه میدهد که خانوادهاش از نفرینی رنج میبرند که به زخمی باستانی وارد شده به روح مار مرتبط است. یوکو پس از از دست دادن آخرین خویشاوندش بر اثر حمله یک مار بزرگ، توسط زنی از روستای مجاور پذیرفته میشود که این امر نگرانیهایی را درباره رفاه او در میان دوستانش ایجاد میکند.