
Heishi to Buriki-ya
兵士とブリキ屋
یک سفیدآهنگ در روستایی کوچک، بدنهای فلزی مصنوعی برای سربازان میسازد تا آنها بتوانند زنده بمانند. یکی از این سربازان، زنی جوان، قطعات بدنی مصنوعی متعددی از سفیدآهنگ دریافت کرده است. با هر تعویض، به نظر میرسد او چیزی از هسته وجودش را از دست میدهد و به تدریج انسانیت خود را از دست میدهد. سفیدآهنگ نیز به نظر میرسد که تحت تأثیر این فرآیند قرار گرفته است. در حالی که آنها در جهانی هم بیرحم و هم به شکلی عجیب زیبا حرکت میکنند، این پرسش باقی میماند که آیا میتوانند انسانیت خود را حفظ کنند و به زندگی ادامه دهند.

