

Hitoribocchi no Chikyuu Shinryaku
ひとりぼっちの地球侵略
کوئیچی هیجانزده است که دبیرستان را شروع کند، زیرا این کار او را به کمک در اداره قهوهخانه پدربزرگش نزدیکتر میکند. در روز اول، دختری که ماسکی عجیب و نگرانکننده بر چهره دارد به سمت او میآید و ادعا میکند که آمده است تا جان او را بگیرد. او توضیح میدهد که قلب درون بدن او در واقع متعلق به اوست و خود را یک موجود فضایی معرفی میکند که به دنبال فتح جهان است.

