
Honey Honey no Suteki na Boken
ハニーハニーのすてきな冒険
در وینِ سال ۱۹۰۷، جشن بزرگ تولدی برای شاهزادهی فِلورا برگزار میشود که در آن با تعداد زیادی خواستگار روبهروست. دزد جواهری به نام فینیکس قصد دارد «لبخش آمازون»، سنگ قیمتی موجود در انگشتر شاهزاده، را بدزدد. در جریان این مراسم، فِلورا از فینیکس ناراحت شده و انگشتر را درون ماهیای میاندازد که سپس دور ریخته میشود. دختر یتیمی به نام هانی هانی به عنوان پیشخدمت کار میکند و گربهای به نام لیلی دارد که ماهی را میخورد و انگشتر را میبلعد. شاهزاده اعلام میکند که هر کس انگشتر را بازگرداند، با او ازدواج خواهد کرد؛ این امر فینیکس و خواستگاران را بر آن میدارد تا لیلی و هانی را تعقیب کنند. فینیکس با هانی ملاقات میکند و هانی داستان گذشته و دوستیاش با لیلی را تعریف میکند، اما وقتی فینیکس سعی میکند گربه را بخرد، هانی امتناع میورزد و فرار میکند. هانی و لیلی تحت تعقیب فینیکس و خواستگاران، در یک بالن هوای گرم فرار میکنند. سفر آنها آنها را به شهرهای متعددی میبرد تا از دستگیری بگریزند. به مرور زمان، هانی احساساتی نسبت به فینیکس پیدا میکند و تلاش میکند از لیلی در برابر شاهزاده محافظت کند.
