
Hug Kiss Hug
ハグキスハグ
یوکو کیهارا پس از شرکت در مراسم عروسی دوستش، تصمیم میگیرد رابطهاش را پایان دهد. او بعداً توسط شریکش در بیرون از خانهاش مورد مواجهه قرار میگیرد و توسط فوجیوارا، همسایهی آپارتمانش، نجات مییابد. فوجیوارا با بغل کردن او تا زمان به خواب رفتن، او را آرام میکند و به او میگوید که در آینده نیز در زمانهایی که با بیخوابی دستوپنج نرم میکند، در کنارش خواهد بود.





