
Ikumen Datte Koi Shimasu.
育メンだって恋します。
یویی، مربی مهدکودک، در ابتدا از آساگی، پدر جوان یکی از دانشآموزانش به نام رِی، خوشش نمیآید. آساگی به لبخند همیشگی و شادش معروف است، اما یویی کشف میکند که او واقعاً مهربان و مسئولیتپذیر است. احساسات او زمانی تغییر میکند که پس از فروپاشی آساگی بر اثر تب بالا، از او مراقبت میکند و او در حالت توهم میگوید: «کنارم بمان، یویی.» یویی بعدها با تعجب میفهمد که مادر رِی نیز نامش یویی است. داستان رابطه بین یویی و آساگی را بررسی میکند. در یک plot جداگانه، کویزومی، دانشآموز سابق که زمانی به معلمش اودا اعتراف کرده بود، سالها بعد به عنوان معلم جدید ظاهر میشود. تعاملات بین این دو مرد بررسی میشود.
