

Jeomuneun Hae, Silin Nun
The Spark in Your Eyes·저무는 해, 시린 눈
ارکین، داروساز جوانی از شمال، والدینش را در جنگ میان کشورهای شمال و مومراتا از دست داد. پس از تثبیت جایگاه خود در مومراتا، برای درمان «استاد قلعه» که منزوی زندگی میکرد، فراخوانده میشود. او با این امید که این کار ممکن است او را به سوی جادوی خورشید برساند، که والدینش را کشته بود، پذیرفت. او بیخبر است که جادوگر ممکن است همین حالا نزدیک او باشد. وقتی با این امکان روبرو میشود که دشمنش به دوست تبدیل شده است، ارکین باید تصمیم بگیرد چه کند.


