

Karen no Fastener
カレンのファスナー
دورا دختری است که مکرراً از اقیانوس سخن میگوید و ادعا میکند که یک ماهینما است. ترنس به همراه پسرعموی خود پالفینا به بازار بردهها میرود که نگران است او انتخاب بدی انجام دهد. او به یک دختر لال علاقهمند میشود و با وجود نگرانیهای او، او را خریداری میکند. کیانا یک ماهینما است که در اقیانوس شمالی زندگی میکند و تا زمان رسیدن مردی که قصد کشتن او را دارد، از زندگی آرامی با دوستانش لذت میبرد. کارن که همیشه لباسهای زیپدار به تن داشته، توسط والدینش مأمور میشود که دیگر آنها را در مکانهای عمومی باز نکند. با این حال، وقتی عاشق راب میشود، او زیپی را روی شکم کارن پیدا کرده و باز میکند. سلما برای نواختن موسیقی برای خانواده سلطنتی به پادشاهی ماکوموکو سفر میکند. اگرچه اجرای او با استقبال خوبی مواجه میشود، اما باید طبق قولی که به اربابش داده است، نواختن خود را به یک بار در هفته محدود کند. شاهزاده که میخواهد بیشتر بشنود، تهدید میکند که اگر سلما برای او بنوازد، با او ازدواج خواهد کرد.