
Kimi Gazer
キミゲイザー
آراتا، کارمند یک مغازه بنتو، هنگامی که مشتری همیشگیاش به نام شون ناگهان دیگر به مغازه نمیآمد، نگران شد. او در حین نجات دادن سگی از غرق شدن در رودخانه، خود را در دنیای پس از مرگ مییابد. آراتا مدتی را در یک هتل سپری میکند و منتظر اجازه ورود به بهشت است، و در آنجا به طور غیرمنتظرهای با شون ملاقات میکند.