
Koi ja Nee kara
That's Not Love·恋じゃねえから
آکانه، چهل ساله، از نمایشگاهی از مجسمههای آقای ایمای، معلم سابق کلاس کنکور او که اکنون به مجسمهسازی روی آورده، بازدید میکند. یکی از آثار شباهت نزدیکی به یوکاری، بهترین دوست سابق آکانه دارد که به طور ناگهانی مدرسه را ترک کرده بود. این مجسمه حتی زخمی را نیز به تصویر کشیده که یوکاری و آکانه در خلوت با هم شریک بودند. کنجکاو، آکانه با یوکاری تماس میگیرد و به کشف رویدادی از دوران کودکیشان میپردازد که تنها به صورت ناقص درک کرده بود. ارتباط میان یوکاری و آقای ایمای، این پرسش را ایجاد میکند که آیا یوکاری صرفاً الهامبخش آثار او بوده است یا توضیحی نگرانکنندهتر وجود دارد.
