
Koori no Mamono no Monogatari
氷の魔物の物語
دیوِ به نام Blood که دههها در یخ زندانی بود، برای شکستن نفرین خود به دنبال «جواهر اشک» است. پسری مرگآلود به نام Ishuca وارد غار او میشود و Blood به او دلبسته میگردد. پس از مرگ Ishuca، Blood گریه میکند و جواهری را میسازد که او را زنده میکند. آنها با هم سفر میکنند و Blood با متحدان سابق خود دیدار میکند که اکنون با او مخالفاند، زیرا دیوان میخواهند او به گذشته خشونتآمیز خود بازگردد. Blood پس از افشای تاریخچه خود به Ishuca، قسم میخورد که دیگر انسانها را نکشد. سفر آنها آنها را به صخرههای Toei میرساند، جایی که به دنبال جواهری هستند که توسط تاجری به نام Wild درخواست شده است.
