

LUNO
LUNO
تته در شهری آرام شبیه به اروپا زندگی میکند. گروهی از تازهواردان عجیب اخیراً در آنجا ساکن شدهاند که در میان آنها گیتا، پسر بیخانمان جوانی است که زیر یک پل زندگی میکند. تته با گیتا دوست میشود و گیتا تاریخچه دردناک گذشتهاش را با او در میان میگذارد. سپس از او میخواهد که برای مدت کوتاهی یک ساعت عجیب را در دست بگیرد. مدت زیادی نمیگذرد که مردی تهدیدآمیز ظاهر میشود که به عنوان یکی از آخرین بازماندگان گونهای شناسایی میشود که بر زندگی و مرگ تسلط دارد.