
Mako-chan, Sa
マコちゃん、さ
ماکو، زن ۲۶ سالهای، برای اولین بار به دلیل هموروئید به بیمارستان مراجعه میکند. او در اتاق انتظار با تاداشی یوشیناگا، مردی که همان مشکل را دارد، آشنا میشود. پس از ترک بیمارستان، آنها با مادر تاداشی مواجه میشوند که در ماشینش منتظر است. مادر تاداشی از ماکو میپرسد که آیا دوست پسرش است و از او تشویق میکند که او را به خانهشان دعوت کند. در نتیجه، ماکو به خانه تاداشی میرود.