
Mao Marimo
まおまりも
ماو در روستایی زندگی میکند که در آن خدایان حضور آشکاری دارند. او در سال اول دبیرستان، در جریان جشنواره روستا، مأموریتی الهی دریافت میکند: زندگی کردن به عنوان یک دختر. ماو به راحتی این هویت جدید را میپذیرد، اما اطرافیانش برای سازگاری با آن دچار مشکل میشوند. خواهر دوقلوی او، آکویا که همواره او را به خاطر احساساتی بودن زیاد مسخره میکرد، تغییرات او را مسئولیت شخصی خود میداند. سازگاری با دگرگونی ماو برای آکویا و نزدیکترین دوست پسرش از مدرسه دشوار است، زیرا آنها باید تصورات خود را نسبت به او بازنگری کنند.

