
Meririrarariri
メリリララリリ
از دست دادن آرامش باعث میشود که او توانایی استفاده از جادو را از دست بدهد، بنابراین Merrily در تمام عمرش توصیههای مادرش را دنبال کرده تا همیشه آرامش خود را حفظ کند. هدف او تبدیل شدن به یک جادوگر قدرتمند است. یک روز، او با پسری به نام Danka آشنا میشود. با ادامه تعاملاتشان، احساسات او تغییر میکند.




