
Mona Lisa no Heya
モナリザの部屋
در جنگلهای برفی سوئد، وینسنت مینلی، پزشکی، هنگام شکار، فردی را با یک گوزن اشتباه میگیرد. دختری که به او شلیک میکند، جوآنا، بدون آسیب میماند و پیش از ناپدید شدن در روز بعد، داستانی شگفتانگیز برایش تعریف میکند. بعدها، وینسنت توسط ژنرال آمبروز دو کلستر به قلعه اسکرچلستر دعوت میشود، زیرا ژنرال به تحقیقات او علاقهمند است. در قلعه، وینسنت با مونا لیزا، دختر ژنرال، آشنا میشود که شباهت زیادی به جوآنا دارد. وینسنت باور دارد که آنها یک نفر هستند، اما مونا لیزا ادعا میکند که او را نمیشناسد. دیگر ساکنان قلعه تأیید میکنند که مونا لیزا همیشه آنجا بوده و کسی از وجود جوآنا خبر ندارد. مونا لیزا از پرورشگاه خود، خانم کوربن، کینهتوز است و به مادر بیمارش، کامیلا، که او را نمیشناسد و با او دشمنی دارد، وفادار است. ساکنان قلعه درگیر احساسات پیچیدهای هستند و مونا لیزا به کانون یک درگیری عاشقانه-نفرتانگیز دراماتیک و آزاردهنده تبدیل میشود.