
Nega Jukgireul Baral Ttaega Isseotda
Wished You Were Dead·네가 죽기를 바랄 때가 있었다
پادشاهی درگیر کشمکش بر سر جایگاه خود در دربار است، در حالی که پدرزنش به دنبال کسب قدرت است و این امر رابطهاش با همسرش را تحت تأثیر قرار میدهد. با وجود فاصلهی فزایندهی میان آنها، او شروع به بازنگری در رفتار سرد خود نسبت به همسرش میکند و خاطرات گذشته را به یاد میآورد. او زمانی جان او را نجات داده و عشق اول او بوده است، هرچند اکنون چهرهای ناآشنا دارد. Evonne بارهای پنهانی را به دوش میکشد، از جمله نفرینی که مانع از فاش کردن هرگونه رازی میشود.



