
Onnagirai Koushaku wa Tada Hitori no Reijou ni nomi Yokujou Suru
女嫌い公爵はただ一人の令嬢にのみ欲情する
زنی نوزده ساله برای یافتن عشق واقعی به مهمانی شبانهای میرود. پدرش به او هشدار میدهد که در طول سفر سهروزه به قلعه سلطنتی ساکت بماند و دردسر ایجاد نکند. او میپرسد که چه کار کرده که چنین نصیحتی بشنود. اولین نامزد احتمالیاش برای کسب جایگاه اجتماعی خواستگاری کرد و او فساد اخلاقی او را فاش کرد که منجر به کتک خوردنش شد، هرچند او خود را مقصر نمیداند. نامزد بعدی، یک شوالیه، متوجه تمایلش به مردان شد و با شریک مردش رفت که او این را نتیجهای مثبت میداند. آخرین نامزد، یک افسر غیرنظامی، پس از اینکه او با تاجر بازار سیاه ارتباطش را فاش کرد، تلاش کرد او را بکشد. او به سختی جان سالم به در برد و معتقد است که اقداماتش از افزایش قیمت آرد و قحطی احتمالی جلوگیری کرده است. او نتیجه میگیرد که هیچیک از این مردان شریک سرنوشتساز او نبودهاند.