
Raw Blue no Hyouhen
Specimen Raw Blue·ロゥブルーの標本
هستهای در تمام موجودات زنده پس از مرگ باقی میماند. فاریس، تاجر سیاری، دختری به نام اوا را در بیابان بیهوش کشف میکند و به او کمک میرساند. او اوا را به شهر واحهای به نام اولوف میبرد. در حالی که آنها از ویلاهای شهر عبور میکنند، اوا به تدریج با فاریس صمیمی میشود و در نهایت فاش میکند: «این همان خانهای است که از آن فرار کردم.» روایت داستان بر روی دختری متمرکز است که با یک «تابو» بار سنگینی بر دوش دارد.