
Sarajige
사라지게
راوی که بهزحمت زندگی خودش را سرپا نگه داشته، متوجه میشود مادرش دچار زوال عقل شده و تمام بار مراقبت از او روی دوش خودش میافتد، آن هم در حالی که مادر دیگر او را نمیشناسد. افول مادر روزها را به آزمونی بیپایان بدل میکند و درست وسط همین دوران، پیامی ناشناس با یک پیشنهاد به دستش میرسد: ناپدید کردن مادرش.