
Sensen Senki
千仙戦記
جهان میان دولتهای رقیب تکهتکه شده و جنگ دائمی حکم روال عادی روزگار را دارد. وقتی جنگسالاری بیرحم سرزمین کوچک زادگاه پسری را از نقشه محو میکند، او را در زنجیر با خود میبرد، اما پسر حاضر به پذیرش شکست نیست. سوگند میخورد روزی مردمش را آزاد کند و برای رسیدن به آن، راه تقریباً ناممکن حکیم شدن را در پیش میگیرد؛ کسی که نیروهایی فراتر از توان انسان عادی در اختیار دارد.

