
Sentimental
センチメンタル
مايوكا فوجیساوا، دختری که پس از از دست دادن والدینش در یک تصادف رانندگی تنها مانده و دوست یا عزیزانی ندارد، روزی مردی به نام مارشال را در حیاط خانهاش مییابد که از آسمان سقوط کرده و بیهوش شده است. او سنگگردنبند قرمز و بالهایش را گم کرده است، بنابراین در حالی که به دنبال وسیله گمشدهاش میگردد، با اکراه برای پناه و غذا نزد او میماند. مايوكا از همراهی او لذت میبرد و از همنشینیاش خرسند است، هرچند آگاه است که مارشال آرزوی بازگشت به آسمان را دارد.