
Sophia, Kimi wa Shinde Inai no ka? Mahou Kenkyuu wo Intai Shita Ore wa, Hokuou Oujo no Konyakusha to Gakuen Seikatsu wo Tanoshimu... Hazu Datta
ソフィア、君は死んでいないのか? ~魔法研究を引退した俺は、北欧王女の婚約者と学園生活を楽しむ……はずだった~
یوتا کاگامی پژوهشگر سابق جادو بود که در پانزده سالگی تحصیلش را رها کرد تا زندگی عادی را با نامزدش، سوفیا، چهارمین شاهزاده خانم پادشاهی فینلند تجربه کند. آنها برنامهریزی کرده بودند تا با هم در آکادمی جادو شرکت کنند و دوران جوانی را دور از پرورش پژوهشمحور خود بگذرانند. در روز مراسم ورود، یوتا متوجه شد که سوفیا در یک حادثه دریایی جان باخته است. پس از مدتی نامشخص، او در خانه مشترک مورد نظرشان ظاهر میشود و فردی را میبیند که شبیه سوفیا به نظر میرسد. او که گیج و سرگردان است، از خود میپرسد آیا او واقعی است یا توهمی، زیرا یوتا باور داشت که سوفیا مرده است.