
Sumire Hakusho
すみれ白書
در ژاپن دهه ۱۹۶۰، زنی جوان در دهه بیست زندگیاش، به عنوان فروشنده در یک فروشگاه بزرگ کار میکند. او ایده تکیه کردن به مردان برای بقا را رد میکند و حضور فیزیکی خود را وسیلهای برای کسب جایگاه مستقل در جامعه میداند. او وارد توافقی میشود که هدف آن کسب استقلال و به چالش کشیدن هنجارهای حاکم بر جامعه مردسالار است که زنان را محدود میکنند. پرسش اصلی این است که آیا امکان دارد در برابر هم طبیعت انسانی و هم احساسات شخصی مقاومت کرد.