
Suna no Eikan
砂の栄冠
تیم بیسبال ناناشیما در سال دوم دبیرستان، تنها با اختلاف اندکی از صعود به مسابقات کشوری بازماند. او اکنون در سال آخر تحصیل و به عنوان کاپیتان تیم، با گروهی بسیار ضعیفتر از گذشته مواجه است که نه بازیکن با تجربهای در میان آنها وجود دارد و نه انگیزهای برای پیشرفت. آقای توکو، ناظری دیرینه بر بازیهای این تیم، یک میلیون ین به ناناشیما میدهد و از او میخواهد که از این مبلغ برای رساندن تیم به مسابقات کشوری استفاده کند. مسئولیت ناگهانی مدیریت چنین مبلغ کلان و غیرقابل ردیابی، برای ناناشیما بسیار سنگین تمام میشود و صداقت و قضاوت او را به چالش میکشد.
