
Suna no Ue no Koibitotachi
砂の上の恋人たち
شهر واههای بیابانی به نام Afdal تحت حکومت خانواده Raun است. جوانی خارجی به نام Johan بدون دوست و پول وارد Afdal میشود و توسط Asad، رهبر این خانواده، برای کار به عنوان خدمتکار پذیرفته میشود. Johan به دلیل ظاهر خارجیاش مورد آزار و اذیت قرار میگیرد و مأموریت مییابد که به Asad خدمت کند، که در ابتدا رفتاری ناخوشایند دارد.