
Tada Ooki na Neko ni Naritai
ただ大きな猫になりたい
ریکا کورکی ۲۸ سال دارد و هنوز عشق را تجربه نکرده است. او با این احتمال کنار آمده که هرگز ازدواج نکند. وقتی همخانهاش خانه را ترک میکند، سنگینی تنهایی را حس میکند و تصمیم میگیرد گربهای را به فرزندخواندگی بپذیرد. در پناهگاه، متوجه میشود که افراد مجرد اجازهٔ پذیرش حیوانات را ندارند. او با فرد دیگری آشنا میشود که او نیز با تنهایی دستوپنج نرم میکند و آنها با هم گربهای را به خانه میبرند. آنها شروع به زندگی مشترک میکنند، وضعیتی که دیگران ممکن است آن را عجیب بدانند.